محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

240

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

عمارت آن انداخت و درختان ميوه دارش را با منبت قلع نموده نقل كرد ، به اين طريق كه دور آن درخت را تا هرجا كه ريشهء آن رفته بود ، آن زمين را بريده به جرّثقيل كه آلت جر اين نوع چيزهاست ، درختها را كشيده بهر محل كه ميخواست آنجا را به قدر آن مىكند و چون آن درخت با مغرس به آن محل ميرسيد و قرار مىگرفت ، آب درو مىبست تا با آن زمين يكى ميشد و تا باغبان روزگار در باغ جهان ناپايدار غرس اشجار مينمايد ، اين كار كسى نكرده و بخاطر هيچ صاحب قدرتى نرسيده و چون در بزم عشرت و صحبت مىنشست ، آنچه از لوازم عيش و سرور و مراسم فراغت و حضور باشد ، همه را در كمال تكلف و نهايت خوبى ، از اطعمه و اشربه و تنقلات و ساير تكلفات مجلس آراسته ميساخت و چون ببازى نرد شعف تمام داشت پيوسته با امراء و اكابر نرد صحبتى مىباخت و دويست تومان و سيصد تومان حصل بازى او بود و اكثر اوقات بهزار تومان بلكه دو هزار و سه هزار داو ميخواند . حاصل كه در نقش زياد باختن قارن دهر و وحيد عصر بود و متمولان جهان و صاحب همتان زمان ، درين عرصه ازو در ششدرمات بود و درين منصوبه بازى كسى حريف او نبود و درين فن بلكه در اكثر فنون دنيوى تخته بر سر كاملان عهد ميزد و با وجود اين افراط در تضييع زر و اجناس بيحد و مر ، نقود بيشمار در جاها در خاك ميكرد ، چنان كه هر گاه به اردوى معلى ميرفت ، در بعضى منازل بدرهاى زر سرخ در خاك پنهان ميساخت كه در وقت برگشتن اگر احتياج شود بردارد و گاه بود كه احتياج نبود آنجا ميگذاشت يا آن مقام را فراموش مىكرد « 1 » و بعد از مدّتى بدست مردم ميافتاد و با اين حالات هر ساله زياده از صد هزار تومان بسركار پادشاه و اركان دولت ميفرستاد و بعد از زمان فراغت‌نشان حضرت شاه دين پناه ، هر يك از اولاد امجاد و شاهزادگان عدالت نهاد كه سرير سلطنت و جهاندارى بوجود كرامت ورود خويش آراسته

--> ( 1 ) - د : فراموش ميكرد و آن مقام را .